برای مطالعه خود، هوشـــــمندانه برنامه ریزی کنید .

گزیده ای از اتاق فکر مجموعه مدیریت

ورود به اتاق فکر
  • تغییر رشته

    سلام.من کارشناسی مهندسی کامپیوتر خودم.علاقه چندانی به ادامه رشته خودم ندارم.الان دوس دارم یکی از رشته های مدیریت رو بخونم.ضمنا شاغل هم هستم.بنظرتون چی بخونم از گرایشای مدیریت؟؟لطفا سریع راهنماییم کنین و به جی میامم پاسخمو بدین.تشکر

  • تغییر رشته

    من فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع هستم و یک سالی هست ک بعنوان مسول امور مالی یک شرکت مشغول کارم..با توجه به رشته رشته تحصیلی و موقعیت فعلی کاری ام و زمان باقیمانده تا کنکور ارشد امسال کدام گرایش مدیریت برای بنده مناسب تر است ؟؟؟تصمیم داشتم مدیریت مالی را انتخاب کنم ولی تردید دارم لطفا راهنماییم کنید منتظر جوابتون هستم.ممنون

  • مطالعه

    سلام کنکور ارشدمدیریت شرکت کردم میخوام ازاین به بعد با روزی 7 ساعت درس بخونم میتونم موفق بشم؟

  • مطالعه

    سلام من تصمیم دارم مدیدریت بازرگانی ارشد آزاد امتحان بدم رشته کارشناسیم هم مهندسی مکانیک بود
    میخام بدونم با توجه به زمانی که مونده تا کنکور ازاد فقط با خوندن نمونه سوالات سالای قبل میتونم قبول شم
    اگه نمونه سوالا کافی نیست چه منبعی پیشنهاد میدین
    ممنون از راهنماییتون

  • پنل برنامه ریزی

    ورود به پنل با دیرکرد باز میشود و خطا نشان میدهد لطفا بررسی کنید . با پشتیبانی هم تماس گرفتم و کسی پاسخگو نبود

مشاور شما در 3گام کیست؟

تعداد بازدید 1977 دفعه

حسین شاه نظری، رتبه 3 مدیریت بازرگانی سال 96

مشاوره کارشناسی ارشد مدیریت
مشاوره کارشناسی ارشد مدیریت

 

حسین شیخ نظری هستم متولد 18/04/73 از گرگان و در آزمون ارشد مدیریت سال 96 :

 

رتبه 3  مدیریت بازرگانی

رتبه 4 مدیریت فناوری اطلاعات

رتبه 4 مدیریت منابع انسانی

رتبه 8 مدیریت تکنولوژی

رتبه 8 کارآفرینی

رتبه 15 مدیریت حمل و نقل دریایی

رتبه 17 مدیریت دولتی

رتبه 18 مدیریت بازرگانی دریایی

 

و درصد های،


زبان عمومی و تخصصی : 57.78
اصول و مبانی مدیریت از دیدگاه اسلام : 40.00
ریاضی و آمار : سفید
تئوری های مدیریت : 72.22
اقتصاد خرد و کلان : 54.39
بازاریابی : 75.56

تحقیق در عملیات : سفید

و

معدل موثر : 17.80 

را بدون احتساب سهمیه کسب نمودم.

 داوطلبانی که در پنل مشاوره مجموعه مدیریت ثبت نام کنند، با آقای شیخ نظری در ارتباط خواهند بود.

 

ثبت نام در پنل مشاوره و برنامه ریزی

 

میخوام داستان راهی که اومدم رو بازگو کنم.

از یه روز پاییزی که شروع میکنم، وقتی 17،18 سالم بود ...

به همراه دوستم میرفتیم کتابخونه برای کنکور درس بخونیم ولی دریغ از چند صفحه ناقابل. درواقع بیشترین زمانی که اونجا بودیم رو به صحبت کردن روی موضوعاتی می گذروندیم که در روزهای عادی اصلا به اون موضوعات فکر هم نمی کردیم. خلاصه اینکه هر کاری میکردیم جز کاری که باید می کردیم یعنی درس خوندن. همه ی درس ها برامون غول های بی شاخ و دمی بودن که ازشون فراری بودیم. حتی اونقدر به قبول شدنمون تو دانشگاه دولتی نا امید بودیم که کتاب های مخصوص دانشگاه آزاد رو تهیه کردیم ولی از اونا هم به ندرت استفاده می کردیم . این روند تا روز های منتهی به کنکور ادامه داشت و زمستون و بهار هم چشم بهم زدنی گذشت .

شب کنکور ، درست قبل از اینکه بخوابم یه سوال اومد تو ذهنم و این سوال بود " چرا نمیتونم؟ "

وقتی نتایج اومد، برام فرقی نمیکرد کجا قبول شدم . فقط میخواستم از شهرم برم ... و رفتم.

از بین علوم کامپیوتر دانشگاه شمال آمل و مهندسی کامپیوتر نرم افزار دانشگاه آزاد ساری ، دومی رو انتخاب کردم.

سال اول رو توی خوابگاه کوچیک با 12 نفر و 3 اتاق گذروندم . دوست های خوبی از جاهای مختلف پیدا کردم و تنها نکته مثبت اونجا همین بود . حالا نکات منفی، با هزار بدبختی و جون کندن ترم اول رو برای فرار از مشروط نشدن گذروندم ولی ترم دوم مشروط شدم و با 12 واحد وارد ترم سوم شدم . ترم سوم هم مثل ترم های قبل بود و من تو این رشته هر لحظه پایین و پایین تر میرفتم . بعد از خوندن چند کتاب روانشناسی و خودیابی به این موضوع رسیدم که اونقدر عمر نمیکنیم که کاری رو انجام بدیم که دوست نداریم و این باعث یک شب واقعا از این روند وحشتناک به ستوه بیام و تصمیم بگیرم از رشتم انصراف بدم . اول رشته روانسناسی رو برای خودم مناسب دیدم ولی بعد از مشورت با مادرم و تحقیقات زیاد به رشته ای که من براش ساخته شده بودم رسیدم و اون مدیریت بازرگانی بود.

حالا چرا مدیریت بازرگانی ؟

خب، من از موقعی که یادم میاد ریاضیم خوب نبود و رشته ای برای من بود خوب بود که حداقل سر و کار داشتن با ریاضی رو داشته باشه . دلیل بعدی مربوط به بازار کار این میشه که بطور روز افزون نیاز به افراد متخصص در این رشته بیشتر و بیشتر میشد و مهم ترین دلیل مربوط به کاراکتر و شخصیت من بود که منو با این رشته فیت میکرد و منو به از نظر روحی ارضا میکرد ، در واقع من به مدیریت، بازرگانی و  بخصوص تجارت بین المللی و ملل دیگه علاقه خیلی زیادی داشتم و دارم.

اولین کاری که کردم سرچ کردن تو گوگل برای دانشگاه هایی بود که این رشته رو داشتن و نزدیک ساری بودن.

به دانشگاه آزاد قائمشهر رسیدم و بدون آزمون ثبت نام کردم، زمان مهم ترین فاکتور برای من شده بود. چون حس میکردم از هم سن و سالای خودم عقبم.

رشته مدیریت بازرگانی رو با ذوق و شوق خیلی زیاد شروع شروع کردم و هر لحظه که توی کلاس بودم از این رشته بیشتر لذت میبردم البته میدونم دانشگاه تاپی نبود و از نظر کیفی در سطح بالایی قرار نداشت ولی از حداقل ها استفاده می کردم و در کنار درس های دانشگاهی، مطالعه ازاد در رابطه با مباحث مدیریت، بازاریابی، فروش هم داشتم. همه چیز داشت خوب پیش میرفت و من خودمو برای امتحانات ترم 4ام آماده می کردم، که بدترین و سیاه ترین خبر زندگیم رو شنیدم و اون خبر درگذشت پدرم بود که منو شکست و از درون نابود کرد.

 

ثبت نام در پنل مشاوره و برنامه ریزی

 

پدرم سرطان کبد داشت و به همین دلیل ما از گرگان رفتیم تهران که تحت درمان قرار بگیره، ولی سرطان نزاشت دوباره لبخندشو ببینم...

دقیقا 7ام دی ماه سال 94 یادم میاد که در مراسم خاکسپاری پدرم در حالیکه مشتمو فشار میدادم بهش چه قول هایی دادم .

و این نقطه عطف دوران زندگی من بود که باعث شد بیشتر و بیشتر و بیشتر ... تلاش کنم که بتونم خوشحالش کنم با این که دیگه جسمش نیست ولی تصور اینکه لبخند رضایت رو صورتش بیاد من رو قوی تر میکرد...

لیسانس رو با معدل 17.61 گذروندم و تو این دوران تنها انگیزه ام خوشحالی پدرم بود . پس تصمیمم رو گرفتم، یه تصمیم بزرگ و البته سخت، اون هم قبولی تو دانشگاه تهران در رشته بازرگای بین الملل.

وسطای شهریور بود که کتاب هارو خریدم و از آخر شهریور شروع کردم. چند روز تو خونه خوندم ولی بازدهی خوبی نداشتم. پس به کتابخونه محلمون رفتم و ثبت نام کردم.

از روزی 5،6 ساعت شروع شد و سرعتم کم بود. که با مطالعه و تحقیق و البته کمک دوست صمیمیم که اون هم برای ارشد میخوند و در واقع با هم شروع کرده بودیم، تونستم سرعتمو زیاد کنم و منظم تر بخونم.

 آزمون های آزمایشی هم شرکت کرده بودم. رتبه اولین آزمونم 39 شد که فهمیدم باید بیشتر از این ها تلاش کنم و کردم. بعد از آزمون اول تمامی رتبه هام تک رقمی بود بطوریکه 3 آزمون آخر با رتبه آزمون اصلی یکی شد( رتبه 3 )

توی دوران مطالعه گاها دچار روزمرگی میشدم که یه مورد کاملا طبیعی بود ولی با انگیزه و هدفی که داشتم این حس رو از بین میبردم و دوباره روزمو شروع می کردم .

تموم روزهای پاییز و زمستون که میرفتم کتابخونه و میومدم خونه ، حتی روزهای عید که با دوستم دنبال کتابخونه ای میگشتیم که باز باشه رو یادم میاد .

روزایی که واقعا از درس بیزار میشدم ولی طبق برنامم جلو میرفتم رو یادم میاد .

روزایی رو یادم میاد که بعد از ازمون ها ازمایشی از جلوی دانشگاه تهران رد میشدم و نگاش میکردم و پیش خودم میگفتم " به دستت میارم " .

دوران سخت و البته جالبی رو گذروندم که تا حالا تجربش نکرده بودم و این روزها به رشد فردی من کمک خیلی زیادی کرد و حتی اگر من برگردم به عقب و بدونم همچین راهی رو در پیش دارم، دوباره این راه رو میرم.

شب ازمون اخرین درس رو که بازاریابی بود برای دوره نمیدونم چندم تموم کردم، رفتم بخوابم ولی شاید 2یا3 ساعت به سقف اتاقم نگاه کردم و یه فلش بک به کل این روزا زدم و در اخر با یاد پدرم تا تونستم اشک ریختم تا خوابم برد.

با حدودا 4 ساعت خواب وارد جلسه آزمون شدم، آزمونی که 7 ماه از عمرمو روش گذاشته بودم و باید نتیجه میگرفتم.

بعد ازمون سرم داشت از سر درد میترکید،استرس داشتم، میترسیدم، چون حس کردم اونقدر که میتونستم خوب نبودم اما ... اشتباه میکردم.

وقتی نتایج اومد، وقتی رتبه 3 رو جلوی رشته ای که دوسش داشتم دیدم، مادر و برادرم کنارم بودن، از شدت خوشحالی همدیگرو بغل کرده بودیم و اشک شادی میریختیم .

 و بعد از مدتها ، چه حس ناب خوبی ...

 

ثبت نام در پنل مشاوره و برنامه ریزی

نظرات این مطلب

افزودن نظر جدید
  • تصویر فرد

    ZAHRA‏ - ۱۴م تیر ماه۹۵ نظر داد

    سلام وخسته نباشین .ازمشاور محترم سایت سوالی داشتم ببخشید سوالم طولانی میشه .گارشناسی مکانیک ار دانشگاه دولتی دارم ولی با معدل پایین.به فکر تغییر رشته برا ارشد افتادم خیلی به صنابع غلاقه داشتم ولی چون احتمال قبولیم کم بود به خاطز اشنا نبودن درس ها ونبود کلاس تو شهرستان وچون هدفم قبولی تو تهران بود .ارشد مدیریت دادم امسال چون برام نتیجه اور بود.تو همه گرایش ها زیر ۳۰ شدم ومدیرت صنعتی هم صد .بعضی گرایش ها چون به خصوصیات ذاتیم نمیخوردانتخاب رشته نکردم ..به اختمال ۹۰درصد مدیرت منابع انسانی خودتهران قبولم .من یکم نا گاهانه تصمیم گرفتم .الان چیزی که هنوز نرفته دلسرد شدم اینکه فکر میکنم رشته مدیریت طوریه که بری دانشگاه چیز جدیدی برات نداره وهمه بدون تحصیلات هم بلدن .میشه یه نصیحتی بهم کنین تا دیدم عوض بشه ؟نظزتون درمورد این رشته چیه؟خیلی دوست دارم شروع وپیشرفت خوبی داشته باشم تو رشتم .ممنونم

  • تصویر فرد

    پشتیبانی 3گام‏ - ۱۵م تیر ماه۹۵ نظر داد

    سلام. با توجه به رشته لیسانستون اگر مثلا رشته بازرگانی و یا منابع انسانی رو بخونید خیلی تو بازار کار مدرکتون به دردتون می خوره و با توجه به اعتبار دانشگاهی که توش قبول خواهید شد خیلی براتون پرستیژ قائل خواهند شد. حداقلش اینطوری شما چندین پله بالاتر از خود بچه های مدیریت قرار خواهید داشت.

  • تصویر فرد

    رضابلخم‏ - ۲۸م مهر ماه۹۵ نظر داد

    سلام
    من رشته ام مهندسی صنایع تو دانشگاه ازاد هست اصلا اطلاعات ندارم از مدیریت ولی دوست دارم وارد دانشگاه تهران بشم شغل اینده برام مهم نیس ولی خیلی نسبت به قبولی تو دانشگاه تهران نا امید هستم میتونین راهنماییم کنین از کجا شروع کنم؟

  • تصویر فرد

    پشتیبانی 3گام‏ - ۲م آبان ماه۹۵ نظر داد

    گرایشهای کم طرفدار رو خیلی راحت تو تهران قبول میشید.

  • تصویر فرد

    کیمیا‏ - ۸م دی ماه۹۵ نظر داد

    سلام من دانشگاه تهرانی هستم از اموزش مدیریت پرسیدن همچین دانشجویی ندارند.

  • تصویر فرد

    خانم پور واحدی‏ - ۹م دی ماه۹۵ نظر داد

    سلام دوست عزیز
    متشکریم بابت پیگیری تون.
    آموزش رو نمیدونم ولی برای اطمینان می تونید از دکتر پور عزت استاد تمام دانشکده مدیریت جویا بشید.
    موفق باشید

  • تصویر فرد

    فرهاد حیدری‏ - ۲۲م اردیبهشت ماه۹۶ نظر داد

    برای کسی که تو کنکور ارشد مدیریت مثلا رتبه یک بشه امیدی برای پیدا کردن کار هست؟؟؟

  • تصویر فرد

    خانم پور واحدی‏ - ۲م خرداد ماه۹۶ نظر داد

    سلام دوست عزیز پیدا کردن کار ربطی به رتبه نداره
    ولی توی دانشگاه خوب تحصیل کردن کمک میکنه تا کارمناسب تری پیدا کنید

شما هم نظرتان را در مورد این مطلب بگویید. خواهشمند است سوالات خود را در قسمت اتاق فکر این رشته مطرح نمایید

تصویر فرد